السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
275
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
از سوى ديگر مىدانيم كه خديجه دختر خويلد بن اسد است و ورقه پسر نوفل بن اسد ، و زبير پسر عوّام بن خويلد بن اسد . ملاحظه مىكنيد كه نسبت همه يكى است . حال درمىيابيم كه تلاش مىشد ، نقش مهمّى در بعثت پيامبر ( ص ) و گسترش اسلام به نزديكان عبد اللّه بن زبير بن عوّام بن خويلد بن اسد و به صورت گسترده به زبيريان داده شود و چنين القا كنند كه اگر آنان نبودند ، پيامبر ( ص ) خود را مىكشت يا لااقل نمىتوانست پيامبرى خودش را كشف كند . حال كه زبيريان چنين تاريخ افتخارآميزى دارند ، نه امويان مىتوانند به خاطر خلافت عثمان بر آنان فخرفروشى كنند و نه هاشميان به واسطهء مواضع ابو طالب و فرزندش على ( ع ) . بدين ترتيب نتيجه مىگيريم كه امويان از ساخت داستان آغاز وحى چنان كه گذشت ، بهرهبردارى كرده ، بهترين و گرانبهاترين اهداف خود را تحقق بخشيدند . چنان كه زبيريان هم از آن بهره بردند . در اين ميان سهم بيشتر نصيب اهل كتاب شد . اين گونه بود كه مسلمانان اهل كتاب كه در واقع مسلمان نشدند ، بلكه خود را تسليم كردند ، در كنار منافقان و طلقاى امّت و دنياخواهان دست به دست هم دادند و اسرائيليات و خرافات باطل را وارد معارف اسلام كردند و آنگاه كه موفق شدند ، اهل بيت ( ع ) را از جايگاه حقيقى آنان دور سازند ، قصهگويان و اذناب حكومت جاى آنها را به ناحق اشغال كردند و تا توانستند هر باطلى را به پيامبر ( ص ) نسبت دادند .